
1. اين چند وقت که چيزی ننوشتم کار نداشتم ،چون کار رو تعطيل کردم، و نه درس، وقتی حس نوشتن نيست يعنی نيست.
2. هفته ديگه سری جديد "مستند 4" سه شنبه شب می خواد فيلم مستند " مردی با دوربين فيلمبرداری" از "ژيگا ورتوف" محصول 192رو بزاره اگه علاقمند به ديدن دنيا با چشم دوربين هستين اين فيلم رو از دست ندين.
3. دارم به پيرهن مردونه راه راه ام نگاه ميکنم، اقتاده رو ی صندليم، وقتی توش نيستم خيلی بيجون بنظر مياد. امروز بعد از مدتها زنجير طلام رو دوباره به گردنم انداختم، امروز از خانوم "ح" سوالی کردم وقتی گردنبدندم رو ديد انگار نميخواست جوابم رو بده، انگار در دين مبين ايشان به مردی که از طلا استفاده می کنه نبايد جواب سوال داد. دلم می خواد تا ميتونم مشروب بخورم جوری که چشام سرخ بشه، شقيقه هام داغ بشه، سرم سبک، پشتم گرم، بعد يک گوشه کز کنم و به يک آهنگ هزار دفعه گوش بدم شايد يادم بره، چی؟ خودم هم نميدونم.