وعده گاه
Rendezvous

بی تو بودن رو نمیشه تحمل کرد
عکسها هر کدوم یادگار فصلی و سالی و حالیه!!!

چند روز پیش ساق پای چپم پیچ خورد و کلی ورم کرد. این که میگن سیستم درمانی آمریکا بدترینه درسته. اگه بیمه نداشته باشی و بری دکتر برات یک صورت حساب هزار دلاری میاد حتی برای یک معاینه و آزمایش ساده. اینجا کلا نباید مریض بشی وگر نه بهتر بیای وطن.

Labels:


امروز مصادف با بیست و سه آوریله. این یعنی یک هفته دیگه تا آخره ماه مونده، چه کنیم کارمند زاده هستم و کارمندی در خون اینجانب جریان داره.

ساعت 8 از خواب بیدار شدم و کارهای روزمره و ساعت 9 از خونه زدم بیرون. آسمون آبیه اونقدر زیبا که محوش میشی. احتمالا تو راه چند تا آدم دیدم که از انسان بودن خودم احساس خوبی کردم. ساعت 9 و نیم میرسم به اتاقم.

میل چک میکنم ولی میلی نیست. چند تا مقاله میگیرم و شروع میکنم به خوندن. ساعت 2 کلاس دارم تا ساعت سه با استادی که کلی مقاله داره در اندازه گیری و اتفاقا امروز هم در مورد روشهای اندازه گیری درس میده و کلی حال میکنم. ساعت 4 یک سمینار هستش که شرکت در اون هم مستحبه. مدیر یک شرکت نرم افزاری که محصولش یک شبیه ساز الکترومغناطیسیه در مورد محصولش حرف میزنه. اقا یک استاد از دانشگاه Syracuse هستش که اتفاقا IEEE Fellow هم هستش. وسط جلسه استاده خودم هم که یک فقره IEEE Fellow هستش وارد میشه و من هم کلی حال میکنم که با این دو آدم همنشینم. اگه تو ایران کسی IEEE Fellow بشه فکر میکنین جواب سلام شما رو میده؟
میرم اتاقم و بازم مقاله میخونم.

ساعت 9 شبه و منم رسیدم خونه و شام هم که خبری از قورمه سبزی نیست اما ناگت فریزری هم شکم منو سیر میکنه.

Labels: