وعده گاه
Rendezvous


1. ديروز فرودگاه امام بودم، تميز ساخته شده بود، امکاناتش هم بد نبود. بزرگترين مشکل فاصله فرودگاه تا شهر بود، اتوبان ها هم که مثل هميشه شلوغ بودن.

2. بخار آينه حموم رو با دست پاک کردم و به شونه هام نگاه کردم، حسابی ميسوزن، چند جای پوستم زخم شده، انگار که کسی بدنم رو چنگ زده باشه. به لگن پر از آب که کنار پام هستش نگاه ميکنم و به قورباغه اسباب بازی که روی آبه و از توی لپ لپ پيدا شده ، يادم مياد که زخما مال کشتی ديشبه. ديدن دمپايی کوچک و شامپو مخصوص بچه، تاب هل دادن، ماهی قرمز خريدن، قصه خوندن قبل از خواب، کولی دادن به کسی که دوسش داری، چرخ و فلک سوار شدن و شمشيربازی کردن، قشنگترين لحظات من تو اين چند روز بودن.

3. ديدن فيلم "رزمناو پوتمکين" رو اينجانب شيخ باشتين برای کليه علاقمندان سينما واجب کفايي اعلام میکنم.



3 Comments:
Anonymous Anonymous said...
خواهر من هم با يک کوچولو چند روز ديگه سر می‌رسه... درباب درک مورد دوم! 

توسط پسرشجاع

Anonymous Anonymous said...
منم از این دایی ها می خوام :(( 

توسط مریم

Anonymous Anonymous said...
:) 

توسط nazli